خبرگزاری کردپرس در فاصله سالهای ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۶، در قالب بیش از 120 مصاحبه اختصاصی با استادان دانشگاهها، پژوهشگران اندیشکدهها و کارشناسان برجسته مسائل کردی در آمریکا و اروپا، تحولات مربوط به سیاست آمریکا و غرب در قبال کردها را بررسی کرده است. مرور این مجموعه گفتوگوها نشان میدهد که اگرچه دولتهای مختلف آمریکا در تاکتیکها با یکدیگر تفاوت داشتهاند، اما در یک اصل اشتراک نظر داشتهاند؛ نگاه واشنگتن و متحدان غربی به کردها عمدتاً تابعی از ملاحظات امنیتی و ژئوپلیتیکی بوده و نه تعهدی پایدار به مطالبات سیاسی کردها.
امروز، این گفتوگوهای اختصاصی با شماری از شناختهشدهترین پژوهشگران مسائل کردی و روابط بینالملل با توجه به آغاز روند جدید صلح میان ترکیه و حزب کارگران کردستان (پ.ک.ک)، تحولات سوریه، کاهش حضور نظامی آمریکا در منطقه و بازتعریف سیاست خارجی واشنگتن، تصویری قابل توجه از نگاه غرب به مسئله کردها ارائه میکنند.
در این مدت، کردپرس با چهرههایی برجسته مانند دیوید رومانو استاد دانشگاه میزوری، توماس جفری مایلی استاد دانشگاه کمبریج، گونای یلدیز پژوهشگر مؤسسه خاورمیانه، بن پریست استاد دانشگاه ایندیانا، ورا اکاریوس کلی استاد دانشگاه سیِنا ایتالیا، نیکولاس هراس پژوهشگر مرکز امنیت نوین آمریکا (CNAS)، ویم زویننبرگ پژوهشگر مؤسسه پاکس هلند، جینا لنوکس پژوهشگر استرالیایی مسائل کردها و تیمور اخمتوف پژوهشگر شورای روابط خارجی روسیه گفتوگو کرده است؛ مجموعهای که یکی از گستردهترین آرشیوهای فارسی درباره ارزیابی کارشناسان غربی از مسئله کردها را تشکیل میدهد.
آمریکا؛ متحدی مهم اما نه تضمینکننده آینده کردها
مرور این گفتوگوها نشان میدهد تقریباً همه کارشناسان، با وجود تفاوت در نحوه تحلیلها، بر یک موضوع اتفاق نظر دارند؛ آمریکا هرگز حاضر نبوده است حمایت از کردها را به یک تعهد بلندمدت و فراتر از منافع امنیتی خود تبدیل کند.
توماس جفری مایلی و گونای یلدیز معتقدند هیچ تضمینی برای ادامه حضور آمریکا در شمال سوریه وجود ندارد و تجربه خروج از افغانستان باید هشداری جدی برای کردها باشد. آنان توصیه میکنند کردهای سوریه به جای وابستگی کامل به واشنگتن، روابط خود را با بازیگران منطقهای و دولتهای همسایه نیز تنظیم کنند.
بن پریست نیز در چند گفتوگوی جداگانه با کردپرس تأکید کرده است که حتی دولت جو بایدن نیز استقلال یا توسعه خودمختاری کردها را در اولویت سیاست خارجی آمریکا قرار نداده و اولویتهای واشنگتن همچنان ایران، روسیه، چین و امنیت منطقهای او بوده است. او همچنین نسبت به احتمال تکرار سناریوی افغانستان در سوریه و عراق هشدار داده است.
از سوی دیگر، دیوید رومانو معتقد است سیاست آمریکا در سوریه از ابتدا فاقد یک راهبرد بلندمدت بوده و واشنگتن عمدتاً برای شکست داعش با کردها همکاری کرده است. به باور او، آینده دستاوردهای کردهای سوریه بیش از هر چیز به ادامه حضور آمریکا و جلوگیری از حملات ترکیه وابسته بوده است.
منافع ژئوپلیتیکی؛ عامل تعیینکننده سیاست غرب
در این مجموعه مصاحبهها، ورا اکاریوس کلی بارها تأکید میکند که دلیل بیمیلی اروپا و آمریکا برای ورود جدی به مسئله کردهای ترکیه، نه بیتوجهی صرف، بلکه اولویت داشتن موضوعاتی مانند ناتو، جنگ اوکراین، مهار روسیه، امنیت انرژی و روابط اقتصادی با ترکیه است. از نگاه او، در چنین شرایطی، مسئله کردها و حتی حقوق بشر در حاشیه قرار میگیرد.
همین نگاه را ویم زویننبرگ، مسئول پرونده های مهم انستیتو پاکس هلند نیز از زاویهای دیگر تأیید میکند. او معتقد است عضویت ترکیه در ناتو و قرار داشتن پ.ک.ک در فهرست سازمانهای تروریستی آمریکا، علت اصلی واکنش محدود واشنگتن و اروپا به عملیات نظامی ترکیه در اقلیم کردستان عراق است.
کردها؛ شریک امنیتی یا بازیگر راهبردی؟
شاید صریحترین جمعبندی را نیکولاس هراس ارائه کرده باشد. او در گفتوگو با کردپرس تأکید میکند که آمریکا و روسیه تا زمانی که کردها دارای یک موجودیت سیاسی مستقل نباشند، آنها را بازیگری درجه دوم در معادلات منطقهای میدانند و روابط خود را با دولتهای مستقر بر مطالبات ملی کردها ترجیح میدهند.
در همین چارچوب، جینا لنوکس نیز معتقد است هرچند آمریکا در مقاطع مختلف نقش مهمی در حفاظت از اقلیم کردستان عراق و مبارزه با داعش ایفا کرده است، اما در نهایت وزن ژئوپلیتیکی کشورهایی مانند ترکیه، عراق و ایران برای واشنگتن بسیار بیشتر از اقلیم کردستان باقی مانده است.
اگر به صورت دقیق تر به محتوای مصاحبه ها توجه شود، تحلیل محتوای مجموعه مصاحبههای اختصاصی با پژوهشگران، استادان دانشگاه و کارشناسان برجسته مسائل خاورمیانه و کردها از کشورهای مختلف (آمریکا، بریتانیا، هلند، کانادا و استرالیا) نشان میدهد که برآیند دیدگاه این تحلیلگران در قبال رویکرد غرب و بهویژه ایالات متحده آمریکا نسبت به کردها، بر چند محور کلیدی و مشترک استوار است:
۱. نگاه ابزاری و تاکتیکی؛ همکاری برای اهداف مقطعی
بسیاری از این کارشناسان بر این باورند که روابط غرب و آمریکا با کردها هیچگاه تعهدی راهبردی، دائمی یا اخلاقی نبوده، بلکه بر پایهی «نگاه ابزاری» و «کارکرد تاکتیکی» شکل گرفته است:
- دکتر دیوید رومانو و نیکولاس هراس تصریح میکنند که ایالات متحده (در کنار سایر قدرتهای بزرگ) همواره نگاهی ابزاری و «شهروند درجه دو» به کردها داشته و تنها تا زمانی از آنها پشتیبانی کرده که در جهت منافع امنیتی یا منطقهای واشنگتن بوده باشد.
- دکتر نیکولاس پانایوتیدس به تجربه مبارزه با داعش اشاره میکند و معتقد است آمریکا و قدرتهای غربی پس از پایان تهدید مستقیم داعش، کردها را رها کرده یا در برابر فشارهای منطقهای تنهایشان گذاشتند.
- دکتر بمو نوری با ریشهیابی تاریخی این رویکرد، نشان میدهد که استفاده ابزاری غرب از کردها به عنوان ابزار فشار سیاسی، سابقه و الگویی تاریخی دارد که از دوران ناپلئون، معاهده سایکس-پیکو و دوره کیسینجر تا به امروز تکرار شده است.
۲. اولویت دادن به حفظ ساختار «دولت-ملت» و تمامیت ارضی کشورها
کارشناسان تأکید میکنند که خط قرمز سیاست خارجی غرب، حفظ نظم منطقهای موجود و عدم دستکاری در مرزهای بینالمللی است:
- جوئل وینگ یادآور میشود که سیاست اصولی واشنگتن همواره حمایت از تمامیت ارضی عراق و مخالفت قاطع با استقلال یا تجزیه این کشور بوده است، به طوری که آمریکا در جریان همهپرسی سال ۲۰۱۷ از خواست استقلال کردها حمایت نکرد.
- دکتر ژین باجالان توضیح میدهد که اولویت ساختاری نظام بینالملل و غرب، حفظ سیستم «دولت-ملت» است و از این رو مطالبات قومی یا استقلالطلبانه کردها در سطح منطقهای در اولویت دوم یا چندم محاسبات غرب قرار میگیرد.
۳. ترجیح روابط با دولتهای مرکزی و متحدان ناتو (بهویژه ترکیه)
روابط پیچیده آمریکا و اروپا با دولتهای مرکزی (مانند بغداد) و بهویژه متحدان استراتژیکی همچون ترکیه، مانع اصلی حمایت همهجانبه غرب از کردهاست:
- دکتر ورا اکاریوس کلی و ویم زویننبرگ اشاره میکنند که ملاحظات اقتصادی، امنیتی و ژئوپلیتیکی اروپا و آمریکا در قبال آنکارا موجب شده است غرب در برابر اقدامات نظامی ترکیه سکوت یا انفعال پیشه کند و حاضر نباشد روابط خود با یک عضو ناتو را فدای مسئله کردی کند.
- دکتر ژگار حسن و تیمور اخمتوف نیز معتقدند که در شطرنج قدرت میان آمریکا و سایر بازیگران، منافع کلان مرتبط با دولتهای مرکزی همواره بر خواسته کردها چربش دارد.
۴. تغییر دولتها در آمریکا و ثبات در رویکرد کلان
- دکتر توماس جفری مایلی و دکتر گونای یلدیز همراه با دکتر بن پریست با مقایسه رویکرد دولتهای مختلف آمریکا (از اوباما و ترامپ تا بایدن) نتیجه میگیرند که اگرچه رفتار و الگوی تصمیمگیری رؤسای جمهور متفاوت است (مثلاً خروجهای ناگهانی یا رویکردهای غیرقابل پیشبینی)، اما اصول کلان سیاست خارجی آمریکا نسبت به منطقه تغییر بنیادی نکرده و خطراتی نظیر خروج یا کاهش حضور نیروهای آمریکایی همواره وجود دارد.
۵. آسیبپذیری ناشی از اختلافات داخلی کردها
برخی تحلیلگران به نقش عوامل داخلی کردها در تسهیل سوءاستفاده قدرتهای غربی اشاره دارند:
- دیلیمان عبدالقادر و دکتر جینا لنوکس بر این باورند که اختلافات حزبی (مانند تنشهای پارتی و یکیتی)، عشیرهگرایی و عدم انسجام داخلی در اقلیم کردستان، امکان بهرهبرداری سیاسی قدرتهای غربی و منطقهای از کردها را افزایش داده و موقعیت چانهزنی آنان را در عرصه بینالمللی تضعیف کرده است.
جمعبندی: از مجموع دیدگاههای این کارشناسان چنین برمیآید که از نگاه غرب و آمریکا، کردها شرکایی تاکتیکی، ارزشمند در زمان بحرانهای امنیتی (مانند مبارزه با تروریسم) و ابزاری برای موازنه قدرت هستند؛ اما در تدوین استراتژیهای کلان و بلندمدت، غرب همواره منافع خود، روابط با دولتهای حاکم و حفظ نظم بینالمللی را بر مطالبات سیاسی گسترده کردها ترجیح میدهد.
یک آرشیو برای تحلیل سیاست غرب در مورد کردها
مجموع این بیش از 120 گفتوگوی اختصاصی که طی دوازده سال گذشته در کردپرس منتشر شده، نشان میدهد که برداشت غالب کارشناسان غربی از سیاست آمریکا در قبال کردها تفاوت چندانی با یکدیگر ندارد؛ کردها در مقاطع مختلف، از مبارزه با داعش تا تحولات سوریه و عراق، شریک مهمی برای واشنگتن بودهاند، اما این شراکت همواره در چارچوب منافع امنیتی آمریکا تعریف شده است.
در مقابل، تقریباً همه این پژوهشگران، بر این نکته تأکید کردهاند که آینده سیاسی کردها بیش از هر عامل خارجی، به انسجام داخلی، تعامل مؤثر با دولتهای مرکزی و کاهش وابستگی به قدرتهای خارجی بستگی خواهد داشت که امروز و همزمان با تحولات جدید منطقه، بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته است.

نظر شما